مطلب زير ترجمه مقاله آقاي هنري جنكيس – رييس گروه مطالعات تطبيقي رسانه ها درMIT است كه در باره پديده وبلاگ نگاشته شده است . مقاله وي از منظر يك استاد ارتباطات در باره اين پديده قابل توجه است . وي اولا وب لاگ را يك رسانه مي داند و پس آن را در آينده انقلاب ديجيتالي با اهميت ذكر مي كند . اين مقاله در نشريه Technology Reviweشماره ماه مارس 2002 درج شده است .
اين را بلاگ كنيد!
نويسنده : هنري جنيكس
ترجمه با اندكي تلخيص : امير حسين اصغري
چند ماه پيش من در كنفرانس تكنولوژي در كامدن پاپ بودم ، دوستي كه در نزديكي من نشسته بود پيوسته مشغول تايپ كردن سخنراني ها در كامپيوتر دستي خود بود . وي لينك هاي مربوطه خود را مي يافت و با فشار بر دكمه اي آن مطالب را براي روز آمد كردن سايتش مي فرستاد. سريعا پس از پست مطالب در سايتش او پاسخ هايي از خوانندگانش در سراسر كشور دريافت مي كرد . او يك بلاگر بود .
بلاگرها در شكار گاه (اينترنت) مي گردند و به گرد آوري مي پردازند . براي ما مطالب را طي فعاليت خود در صفحات اينتر نت و… نمونه برداري كرده و گاه آنها را نقادي مي كنند . ما در كنار درياي اينترنت ايم و آنها بر آن مي بارانند . بلاگرها مردان آماده (رزم) انقلاب ديجيتالي هستند . كلمه « بلاگ » مختصر شده « وبلاگ » است . چند سال پيش يكي از كساني كه بسيار در وب مي گشت شروع به ارايه گزارش روزانه كرد . وي موجزي از اطلاعات نادر و جالب را كه در طي سير در صفحات وب به آنها برخورد كرده بود را ارائه مي كرد . پيشرفت در ابزار طراحي «وب» ، براي تازه آشنايان با اينترنت ساختن صفحات شخصي در وب را بسيار آسان كرد . تا آنجا كه بتوانند آن را بسادگي هر موقع كه خواستند روز آمد كنند – حتي هر 5 دقيقه يكبار- بطوريكه آن دوست – در كنفرانس- انجام مي داد . بدين سان « بلاگها» داراي پويايي بيشتري نسبت به ساير استاندارد هاي وب سازي هستند . خيلي دائمي تر از پست كردن به صفحات بحث در اينترنت . آنها شخصي تر و خصوصي تر از روزنامه نگاري سنتي و عمومي تر از دفتر چه خاطرات هستند .
blogger.com يكي از چند سايتي است كه در قلب اين پديده واقع شده است . اكنون بيش از 375000 استفاده كننده از خدمات آن ، ثبت نام كرده اند و اين در حالي است كه روزانه بيش از 1300 عضو جديد بدان افزوده مي شود . صاحبان وبلاگ ها شامل افراد خيلي متفاوتي اند : از جماعت كليسايي كه وبلاگ را به عنوان پديده اي تاثير گذار براي سرپرستي روحي مخاطبان خودشان تا فعالاني كه در پي دادن آگاهي هاي سياسي هستند . همينطور از ورزش دوستاني كه مي خواهند با وبلاگ با ديگر مشتاقان داراي كنش و روابط متقابل باشند . اغلب اوقات بلاگرها تجربيا ت روزانه را تعريف مي كنند . پرچم داستانهاي جالب از انتشارات در صفحات وب تا تبادل نصايح درباره مشكلات خودماني در آنجا در اهتزاز است . سايت آنها داراي نامهاي رنگارنگي است . بعضي شان شبيه متن هاي واقعي ماجراجويي دوستان آكاردئون در قرن 21 يا مهملات اروپايي هستند به حدي گاه به شما اجازه مي دهد در باره برخي از آنها تصور كنيد كه آنها داراي عقده هاي روحي جواني با زمان و فرصت زياد براي نوشتن هستند .
هنوز يك چيز خيلي مهم در جريان است . در زماني كه خيلي از نقطه . كام ها بسته مي شوند وبلاگ در حال اهتزاز و بر خاستن است . ما در آرامش بين موجهاي تجاري كردن در رسانه هاي ديجيتالي هستيم و بلاگرها تصرف كنندگان لحظه هايند كه بالقوه تنوع فرهنگي را افزايش داده و مانع انسداد مشاركت فرهنگي مي شوند .
براي دموكراسي در محيط رسانه هاي جاري چه رخ خواهد داد ؟ جايي كه قدرت در دست چند ناشر و شبكه قرار گرفته باشد . محقق رسانه ها « Robert Mc Chesney» اخطار مي دهد كه حدود رسايي صدا در بحث هاي سياسي ، تحت محدوديت و فشار در خواهد آمد . دانشكده حقوق دانشگاه شيكاگو نگران است كه متلاشي كردن وب ممكن است موجب از بين رفتن ارزشهاي مشترك فرهنگي اي شود كه دموكراسي طالب آن است . به عنوان مصرف كنندگان ، ما اين كشاكش متقابل را تجربه مي كنيم . تلويزيون را روشن مي كنيم و اين احساس به ما دست مي دهد كه برنامه هاي كانال هاي مختلف شبيه يكديگرند . به داخل « وب » مي رويم و شلوغي نمي گذارد كه ما چيز هاي خوب را تميز دهيم . بلاگر به هر دوي اينها پاسخ مي دهد ، مناظر گوناگون را بسط مي دهد و اگر آنها باهوش باشند با ساختن دسته بندي هاي تخصصي از هرج و مرج داده ها جلو گيري مي كنند.
با ريسك خود ستايي به من اجازه دهيد اجازه دهيد تصور كنيم كه اگر بلاگر به عنوان تفسير آنلاين « رنسانس ديجيتالي» شنا خته و نگه داشته شود چه رخ خواهد داد ؟ بعضي ها ممكن است لينك هايي پست كنند و مرا الاغ پر مدعا بخوانند . ديگران ، اگر من خوشبخت باشم ، ممكن است احساس كنند كه من داراي بصيرت جالبي مي باشم . استدال من براي ريشه هاي سبزGRASS-ROOTS رسانه ها ممكن است از سوي دو گروه محافظه كار و مترقي خواه به يكسان جذب شود . اما در چارچوبهاي متفاوت ، بسته به ايدئولوژي در دستور كار صاحبان وبلاگها. در نهايت آينده مطبو عات ما ممكن است به نوعي ترك منازعه ناآرام ميان رسانه هاي تجاري واين ريشه هاي سبز GRASS-ROOTS وابسته باشد . جهاني را تصور كنيد كه در ان دو نوع قدرت رسانه اي موجود باشد يكي از ميان رسانه هاي متمركز بر آيد جايي كه هر پيام با انتشار در شبكه تلويزيون قدرت حاصل مي كند وديگري با وساطت ريشه هاي سبز مي آيد. بلاگر اين موضوع را بر خواهد گرداند به نوعي همگاني خواهد كرد كه هر كس توان در يافت و شنيدن اخبار را داشته باشد .
اين ممكن است سخت به نظر برسد كه تصور كنيم كه جامعه بلاگ به عنوان يك نيروهاي اطلاع رساني تقريبا به قدرتمندي يك رسانه داراي شخصيت حقوقي مستقل فضاي رسانه ها را تغيير خواهد داد . ما در تاريخ با كتاب هايي در باره سامويل مورس ، مخترع تلگراف آشنا مي شويم اما نه درباره هزاران نفري كه با تلگراف كار مي كنند و پيام ها را مي فرستند و…
در نهايت شكل تكامل يافته بسياري از رسانه ها از ميان كنش متقابل ميان قدرت توزيع شده ريشه هاي سبز – نشريات مشاركتي- و نشرياتي كه شخصيت حقوقي انها متمركز است /نشريات دولتي/ متشكل مي شود .
به عنوان اينكه « انقلاب ديجيتالي» به يك دوره تحولي نزديك مي شود با وساطت وب لاگ ممكن است تا دوباره« ادراك عمومي »public perceptionبه يك رسانه تعريف شود و تاثير خود را گسترش دهد .
پس اين را بلاگ گنيد !
ترجمه با اندكي تلخيص : امير حسين اصغري